تبلیغات
پیام قرآن

پیام قرآن
با قرآن تا بهشت 





دنیا و دنیاپرستان


اگر رابطه انسان با دنیا و عناصر آن بر اساس خواسته‏هاى حق باشد به نحوى كه دنیا را براى ادامه امور معیشت خود و زن و فرزندش و در جهت خدمت به خلق خدا از طریق انفاق، صدقه، زكات، خمس و براى نیروگرفتن در راه عبادت حضرت حق و آبادى و آخرت بخواهد، این دنیا دارى و دنیا خواهى عین عبادت و محض خیر و سعادت است و اسلام نه این كه مخالفتى با چنین رابطه‏اى ندارد بلكه مشوّق انسان در مسیر چنین تعلّق و رابطه‏اى است.


اگر رابطه انسان با دنیا و عناصر آن بر اساس خواسته‏هاى حق باشد به نحوى كه دنیا را براى ادامه امور معیشت خود و زن و فرزندش و در جهت خدمت به خلق خدا از طریق انفاق، صدقه، زكات، خمس و براى نیروگرفتن در راه عبادت حضرت حق و آبادى و آخرت بخواهد، این دنیا دارى و دنیا خواهى عین عبادت و محض خیر و سعادت است و اسلام نه این كه مخالفتى با چنین رابطه‏اى ندارد بلكه مشوّق انسان در مسیر چنین تعلّق و رابطه‏اى است.
وَ ابْتَغِ فیما آتاكَ اللّهُ الدّارَ الْآخِرَةَ وَ لَا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ كَما أحْسَنَ اللّهُ إلَیْكَ وَلا تَبْغِ الْفَسادَ فِى الْأرْضِ إنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْمُفْسِدینَ» «1»
در آنچه خدا به تو عطا كرده است سراى آخرت را بجوى، و سهم خود را از دنیا فراموش مكن، و نیكى كن همان گونه كه خدا به تو نیكى كرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بى‏تردید خدا مفسدان را دوست ندارد.
تمكن در زمین كه عبارت از جمع تمام امور اعم از مال، ریاست، علم، آبرو، در مسیر خداست از اعظم نعمت‏هاى الهى به بندگان شایسته است. آنان كه نسبت به نعمت تمكّن شاكر باشند، عنایت و رحمت حضرت محبوب را در دنیا و آخرت جلب مى‏كنند.
وَ كَذلِكَ مَكَّنّا لِیُوسُفَ فِى الْأرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْویلِ الْأحادیثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَلكِنَّ أكْثَرَ النَّاسِ لایَعْلَمُونَ* وَ لَمّا بَلَغَ أشُدَّهُ آتَیْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنینَ» «2»
این گونه یوسف را در سرزمین مصر مكانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایى وحكومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خواب‏ها بیاموزیم؛ و خدا بر كار خود چیره و غالب است، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.* و هنگامى كه یوسف به سنّ كمال رسید، حكمت و دانش به او عطا كردیم، و ما نیكوكاران را این گونه پاداش مى‏دهیم.
إِنَّا مَكَّنّا لَهُ فِى الْأَرْضِ وَ آتَیْناهُ مِنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ سَبَباً* فَأتْبَعَ سَبَاً» «3»
ما به او در زمین، قدرت و تمكّن دادیم و از هر چیزى [كه براى رسیدن به‏ هدف‏هایش نیازمند به آن بود] وسیله‏اى به او عطا كردیم.* پس [با توسل به وسیله،] راهى را [براى سفر به غرب‏] دنبال كرد.
الَّذینَ إنْ مَكَّنّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأمُورِ» «4»
همانان كه اگر آنان را در زمین قدرت و تمكّن دهیم، نماز را برپا مى‏دارند، و زكات مى‏پردازند، و مردم را به كارهاى پسندیده وا مى‏دارند و از كارهاى زشت بازمى‏دارند؛ و عاقبت همه كارها فقط در اختیار خداست.
آنان كه در دنیا به دنبال معصیت و خوشگذرانى در فضاى غفلت و دچار امور باطله و پایمال كردن حقوق حقّ و خلق و طول امل و آرزو و برده هواى نفس و غرق در شهوات حیوانى و خلق و خوى سَبُعى و اطوار شیطانى‏اند، دنیاى آنان مذموم و ملعون است و بدین سبب از فیوضات ملكوتیّه و حالات الهیّه محرومند.
اگر دنیا در مسیر درستى و راستى و حق و حقیقت و شرافت و فضیلت و عبادت ربّ و خدمت به خلق باشد، دنیاى ممدوح و صاحب آن در معرض نفحات ربانیّه و عنایات خاصّه الهیّه است.
انبیاى الهى و امامان معصوم چنین دنیایى را مى‏خواستند و در راه به دست آوردن آن زحمت مى‏كشیدند و از حضرت حقّ براى زندگى در چنین عرصه گاه پاكى طول عمر مى‏طلبیدند.

از حضرت زین العابدین علیه السلام روایت شده است:

عَمِّرْنى‏ ما كانَ عُمْرى‏ بِذْلَةً فى طاعَتِكَ فاذا كانَ عُمْرى‏ مَرْتَعاً لِلشَّیْطانِ فَاقْبِضْنى إلَیْكَ .... «5»
خدایا، مرا عمر طولانى بخش تا زمانى كه عمرم در راه طاعت وعبادت خرج شود، پس زمانى كه عمرم چراگاه شیطان شود، مرا به سوى خود ببر.

و براى خود در دنیا از حضرت حقّ چنین درخواست مى‏كرد:

اللَّهُمَّ انّى ضَعیفٌ فَقَوِّ فى رِضاكَ ضَعْفى‏، وَ خُذْ إلَى الْخَیْرِ بِناصِیَتى، وَاجْعَلِ الْإیمانَ مُنْتَهى‏ رِضاىَ، وَ بارِكْ لى فیما قَسَمْتَ لى، وَ بَلِّغْنى بِرَحْمَتِكَ كُلَّ الَّذى أرْجُو مِنْكَ، وَ اجْعَلْ لى‏ وُدَّاً وَ سُرُوراً لِلْمُؤْمِنینَ وَ عَهْداً عِنْدَكَ. «6»
خدایا! من ناتوانم، پس ناتوانى مرا در راه رضاى خود قوى ساز و قلبم را پیوسته به سوى خیرات و طاعات متوجه ساز و ایمان را آخرین درجه خشنودیم قرار ده و برایم در آنچه كه روزیم كرده‏اى بركت نه و به رحمتت مرا به آنچه كه از سوى تو امیدوارم برسان و برایم دوستى و سرورى براى اهل ایمان قرار ده (به طورى كه مرا دوست دارند و با دیدن من خوشحال شوند) و برایم در پیشگاهت عهد و پیمان برقرار كن.
أنْ تَهْدِیَنى إلى‏ سُبُلِ مَرْضاتِكَ، وَ تُیَسِّرَ لى أسْبابَ طاعَتِكَ، وَ تُوَفِّقَنى‏ لِابتِغاءِ الْزُّلْفَةِ بِمُوالاةِ أُوْلیائِكَ، وَ إدْراكِ الْحُظْوةَ مِنْ مُعاداةِ أعْدائِكَ، وَ تُعینَنى عَلى أَداءِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمالِ سُنَّتِكَ، وَ تُوَفِّقَنى عَلَى الْمَحَجَّةِ الْمُؤدِّیَةِ إلَى الْعِتْقِ مِنْ عَذابِكَ، وَ الْفَوْزِ بِرَحْمَتِكَ یا أرْحَمَ الرّاحِمینَ. «7»
خدایا! از تو مى‏خواهم كه مرا به راه خشنودیت رهنما باشى و اسباب طاعت خود را برایم میسّر كنى، وبراى نزدیكى و قرب به تو با دوستى اولیائت و براى رسیدن به هدف دشمنى با دشمنانت توفیقم دهى و مرا بر انجام واجبات‏ و به كارگیرى سنّت خودت یاریم فرمایى و بر راهى كه به آزادى از عذاب و دستیابى به رحمتت مى‏انجامد ثابت قدم بدارى، به رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

پروین اعتصامى مى‏گوید:

اى خوشا مستانه سر در پاى دلبرداشتن‏ * دل تهى از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن‏
نزد شاهین محبت بى پر و بال آمدن‏ * پیش باز عشق آیین كبوتر داشتن‏
سوختن، بگداختن چون شمع و بزم افروختن‏ * تن به یاد روى جانان اندر آذر داشتن‏
اشك را چون لعل پروردن به خوناب جگر* دیده را سوداگر یاقوت احمر داشتن‏
هر كجا نورست چون پروانه خود را باختن‏ * هر كجا نار است خود را چون سمندر داشتن‏
آب حیوان یافتن بیرنج در ظلمات دل‏ * زان همى نوشیدن و یاد سكندر داشتن‏
همچو مور اندر ره همّت همى پا كوفتن‏ * چون مگس همواره دست شوق برسرداشتن‏
(پروین اعتصامى)

دنیا و دنیاپرستى در روایات‏

اما دنیایى كه شعله ور كننده آتش حرص و آلوده كننده دل به بخل و آورنده كبر و غرور و مانع انسان از طاعت و خدمت و باعث كاستى و نقص در دین باشد قابل اعتنا نیست و فاقد ارزش و قیمت و عامل خزى و عذاب در آخرت است.
چنین دنیایى باید ننگ آلودگى و خباثتش از دامن حیات زدوده شود تا مقام معنوى انسان در برابر كاستى و نقصش افزون گردد كه این كاسته شدن نقص صد در صد به نفع انسان و بلكه دریچه نجات و سبب جلب خیر در دنیا و آخرت است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

رَأْسُ كُلِّ خَطیئَةٍ حُبُّ الدُّنْیا. «8»
سرآغاز هر خطائى عشق ورزى به دنیاست.

از حضرت سجّاد علیه السلام پرسیده شده كه:

أَىُّ الْأَعْمالِ أفْضَلُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؟ قالَ: ما مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللّهِ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ أفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْیا. «9»
بهترین عمل نزد خداوند چیست؟ فرمود: هیچ عملى بعد از شناخت خدا و رسولش، برتر از كینه به دنیا نیست.

امام سجّاد علیه السلام فرمود:

إنَّ الدُّنْیا قَدِ ارْتَحَلَتْ مُدْبِرَةً وَ إنَّ الْآخِرَةَ قَدِ ارْتَحَلَتْ مُقْبِلَةً، وَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُما بَنُونَ فَكُونُوا مِنْ أبْناءِ الْآخِرَةِ، وَلا تَكُونُوا مِنْ أبْناءِ الدُّنْیا. «10»
دنیا پشت كرده و آخرت رو نموده و براى هر یك از آن دو فرزندانى است، شما از فرزندان آخرت باشید و از گرفتار شدن به دنیا بپرهیزید.

حضرت عیسى علیه السلام فرمود:

لاتَتَّخِذُوا الدُّنْیا رَبَّاً فَتَتَّخِذَكُمْ الدُّنْیا عَبیداً، اكْنِزُوا كَنْزَكُمْ عِنْدَ مَنْ لایُضَیِّعُهُ لَكُمْ فَإنَّ صاحِبَ كَنْزِ الدُّنْیا یَخافُ عَلَیْهِ الْآفَةَ، وَ صاحِبُ كَنْزِاللّهِ لایَخافُ عَلَیْهِ الْآفَةَ. «11»
دنیا را صاحب و مالك خود نگیرید كه شما را به بردگى و عبادت خود مى‏برد. گنج خود را نزد كسى بگذارید كه آن را ضایع ننماید؛ به حقیقت كه دارنده گنج دنیایى از رسیدن آفت به گنج مى‏ترسد، ولى صاحب گنج خدایى از ضایع شدن سرمایه ترسى ندارد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

إنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أبْغَضَ إلَیْهِ مِنَ الدُّنْیا، وَ إنَّهُ لَمْ یَنْظُرْ إلَیْها مُنْذُ خَلَقَها. «12»
خداوند چیزى را نزد خود مبغوض‏تر از دنیا قرار نداده و از روزى كه دنیا را آفریده به آن نظر ننموده است.

آن حضرت فرمود:

الدُّنْیا دارُ مَنْ لا دارَ لَهُ، وَ مالُ مَنْ لا مالَ لَهُ، وَ لَها یَجْمَعُ مَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ عَلَیْها یُعادى‏ مَنْ لا عِلْمَ لَهُ، وَ عَلَیْها یَحْسُدُ مَنْ لا فِقْهَ لَهُ، وَ لَها یَسْعى‏ مَنْ لا یقینَ لَهُ. «13»
دنیا خانه مردم بى آخرت و ثروت مردم بى عبادت است، بى عقل به جمع آن اقدام مى‏كند و بى دانش به خاطر آن دشمنى مى‏ورزد و بى فهم به خاطر آن‏ حسادت مى‏كند و بى یقین براى به دست آوردنش مى‏دود.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

مَنْ أصْبَحَ وَ الدُّنْیا أكْبَرُ هَمِّهِ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فى شَىْ‏ءٍ، وَ ألْزَمَ قَلْبَهُ أرْبَعَ خِصالٍ: هَمَّاً لا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً، وَ شُغْلًا لَایَنْفَرِجُ مِنْهُ أبَدَاً، وَ فَقْراً لایَبْلُغُ غِناهُ أبداً، وَ أَمَلًا لا یَبْلُغُ مُنْتَهاهُ أبَداً. «14»
كسى كه صبح كند و همّ و غمش دنیا باشد چیزى از عنایت حق نصیب او نیست و خداوند متعال قلبش را ملازم با چهار خصلت كند.
1. غصه‏اى كه قطع شدنى نیست.
2. گرفتارى و اسارتى كه فراغتى در آن نمى‏باشد.
3. فقرى كه به دنبالش غنا نیاید.
4. آرزویى كه به پایانش نرسد.
رُوِىَ أنَّ جَبْرَئیلَ علیه السلام قالَ لِنُوحٍ علیه السلام: یا أطْوَلَ الْأَنْبیاءِ عُمْراً كَیْفَ وَجَدْتَ الدُّنْیا؟ قالَ: كَدارٍ لَها بابانِ، دَخَلْتُ مِنْ أحَدِهِما، وَ خَرَجْتُ مِنْ الآخَرَ. «15»
روایت شده جبرئیل به نوح علیه السلام گفت: اى كسى كه در میان انبیا بیش از همه عمر كردى، دنیا را چگونه یافتى؟ گفت: مانند منزلى دو در كه از درى وارد شدم و از درى بیرون رفتم.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

احْذَرُوا الدُّنْیا، فَإنَّها أسْحَرُ مِنْ هارُوتَ وَ مارُوتَ. «16»
از دنیا بپرهیزید كه از هاروت و ماروت جادوگرتر است.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

لَوْ تَعْلَمُونَ ما أعْلَمُ لَبَكَیْتُمْ كَثیراً، وَ لَضَحِكْتُمْ قَلیلًا، وَ لَهانَتْ عَلَیْكُمْ الدُّنْیا، وَلآثَرْتُمُ الْآخِرَةَ. «17»
اگر آنچه را من مى‏دانستم شما مى‏دانستید هر آینه زیاد مى‏گریستید و اندك مى‏خندیدید و به راستى كه دنیا نزد شما پست مى‏شد و به انتخاب آخرت بر مى‏خاستید.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مَرَّ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله بِجَدْىٍ أسَكَّ مُلْقىً عَلى‏ مَزْبَلَةٍ مَیْتاً، فَقَالَ لِأصْحابِهِ: كَمْ یُساوِى هذا؟ فَقالُوا: لَعَلَّهُ لَوْ كانَ حَیّاً لَمْ یُساوِ دِرْهَماً. فَقالَ النَّبىُّ صلى الله علیه و آله: وَ الَّذى‏ نَفْسىِ بِیَدِهِ، الدُّنْیا أهْوَنُ عَلَى اللّهِ مِنْ هذَا الْجَدْىِ عَلى‏ أهْلِهِ. «18»
رسول خدا صلى الله علیه و آله بر بزغاله مرده گوش بریده‏اى كه در مزبله‏اى افتاده بود، عبور كردند، به اصحاب فرمودند: ارزش این بزغاله مرده چند است؛ عرضه داشتند: اگر زنده بود شاید به درهمى هم نمى‏ارزید. فرمود: به خدایى كه جانم در كف قدرت اوست دنیا از ارزش این بزغاله مرده در نزد اهلش در نزد حضرت حق بى ارزش‏تر است!

دنیاپرستى در آیات قرآن‏

قرآن مجید دنیاى منهاى حق را زینت قلب كافران، غرور معاندان، لهو و لعب بازیگران، علّت سقوط تبهكاران و مایه بدبختى فاسقان مى‏داند.
زُیِّنَ لِلَّذینَ كَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ یَسْخَرُونَ مِنَ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ اللّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ» «19»
زندگى [زودگذرِ] دنیا براى كافران آراسته شده، و [به این سبب‏] مؤمنان را مسخره مى‏كنند، در حالى كه پروا پیشگان در روز قیامت [از هر جهت‏] برتر از آنان هستند، و خدا هر كه را بخواهد، بى‏حساب روزى مى‏دهد.
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إنَّما تُوَفَّونَ اجُورَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ، فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إلّامَتاعُ الْغُرُورِ» «20»
هر كسى مرگ را مى‏چشد؛ و بدون تردید روز قیامت پاداش‏هایتان به طور كامل به شما داده مى‏شود. پس هر كه را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلّماً كامیاب شده است؛ و زندگى این دنیا جز كالاى فریبنده نیست.
قُلْ مَتاعُ الدُّنیا قَلیلٌ وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَلا تُظْلَمُونَ فَتیلًا» «21»
بگو: متاع دنیا اندك، و آخرت براى آنان كه تقوا ورزیده‏اند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمى‏گیرند.
وَ ذَرِ الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ ذَكِّرْ بِهِ أنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِىٌّ وَلا شَفیعٌ وَ إنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لایُؤْخَذْ مِنْها اولئِكَ الَّذینَ ابْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ ألیمٌ بِما كانُوا یَكْفُرُونَ» «22»
و كسانى كه دینشان را بازى و سرگرمى گرفتند، و زندگى دنیا آنان را فریفت، و اگذار؛ و [مردم را] با قرآن اندرز ده؛ كه مبادا كسى [در روز قیامت‏] به [كیفر] آنچه [از گناهان‏] مرتكب شده [از رحمت و ثواب‏] محروم ماند [و به هلاكت سپرده شود]؛ و او را جز خدا سرپرست و یاور و شفیعى نباشد؛ و اگر [براى رهایى‏اش از عذاب‏] هر گونه عوض و فدیه‏اى بدهد از او پذیرفته نشود. آنانند كه به سبب آنچه [از اعمال زشت‏] مرتكب شده‏اند [از رحمت و ثواب‏] محروم مانده [و به هلاكت سپرده شده‏] اند. و به خاطر آن كه همواره [به آیات الهى‏] كفر مى‏ورزیدند براى آنان نوشابه‏اى از آب جوشان و عذابى دردناك است.

پروین اعتصامى مى‏گوید:

كار مده نفس تبه كار را * در صف گل جا مده این خار را
كشته نكودار كه موش هوا* خورده بسى خوشه و خروار را
چرخ و زمین بنده تدبیر توست‏ * بنده مشو درهم و دینار را
همسر پرهیز نگردد طمع‏ * با هنر انباز مكن عار را
اى كه شدى تاجر بازار وقت‏ * بنگر و بشناس خریدار را
دست هنر چید نه دست هوس‏ * میوه این شاخ نگونسار را
رو گهرى جوى كه وقت فروش‏ * خیره كند مردم بازار را
در همه جا راه تو هموار نیست‏ * مست مپوى این ره هموار را
(پروین اعتصامى)
اگر چنین دنیاى فریب دهنده و غرور آفرین و مست كننده و نكبت آور و عامل ذلّت و شقاوت براى انسان فراهم نگردد و یا اگر هست از دست برود و رو به نقصان و كاستى گذارد و به جایش دین و ایمان استقرار یابد، البته دردنیا و آخرت به سود انسان است.
امام سجّاد علیه السلام پس از بیان این معنى كه چون بین دو كاستى قرار گرفتیم كاستى‏ در دین یا دنیا، كاستى را در آن قسمت قرار بده كه فانى شدنى است و توبه و بازگشت و در نتیجه عفو و مغفرت و رحمت و عنایتت را در عرصه گاه دیندارى من قرار بده، به دو حقیقت دیگر اشاره مى‏نماید:
چون به دو برنامه تصمیم گرفتیم كه یكى از آن دو تو را خشنود و دیگرى تو را به خشم مى‏آورد، پس ما را به آنچه تو را از ما خشنود مى‏كند توفیق ده و نیروى ما را از آنچه تو را به غضب مى‏آورد سست گردان.

تصمیم نیك و بد

نیّت و تصمیم اساس و ریشه عمل است، بدون تصمیم و اراده قدم به سوى عمل پیش نمى‏رود. فرهنگ پاك الهى از تمام مردم خواسته نیت و تصمیم خود را در تمام امور، در جهت خیر قرار دهند و از تصمیم بد و شیطانى چه نسبت به خود و چه نسبت به دیگران بپرهیزند و چنانچه به عللى دچار تصمیم غلط و نیّت آلوده شدند، با توجه از حضرت حق بخواهند كه نیّت آنان را از مسیر شرّ برگردانده، در راه درستى و پاكى و خدمت به بندگان خدا قرار دهد كه این درخواست و دعا از واقعیّت‏هایى است كه استجابت حضرت محبوب را به دنبال دارد.
روایت عجیبى در زمینه تصمیم و نیّت سوء، نقل شده كه دانستن و دقت كردن در مفهومش لازم است:
«عیسى علیه السلام به حواریّون امر فرمود: موسى نبى خدا علیه السلام به قومش دستور داد كه زنا نكنید، ولى من به شما امر مى‏كنم كه فكر زنا هم نكنید؛ زیرا تصوّر زنا با باطن شما همان كارى را مى‏كند كه دود تیره هیزمى روشن در خانه‏اى زیبا مى‏نماید؛ گرچه خانه آتش نگیرد.» «23» نیّت سوء، دل را آلوده و روح را تاریك و باطن را تیره و جان را دودآلود مى‏كند و فراهم آورنده مقدمه گناه و زمینه ساز افتادن در ورطه معصیت است. گرچه خداوند مهربان از باب كرامت و لطفش نیّت سوء و تصمیم بد را در پرونده انسان ثبت نمى‏كند اما باید مواظب و مراقب بود كه عنایت حضرت دوست وسیله بریدن از او نشود.
راه پاك شدن از تصمیم باطل و نیّت شیطانى، تمرین ترك و توجه به حضرت حق و متذكر شدن اوضاع و احوال قیامت است. از عللى كه انسان را وادار به روآوردن به تصمیم سوء مى‏كند باید دورى جست.
این معنا را باید در نظر گرفت كه انبیاى الهى و امامان معصوم و اولیاى حق و عاشقان حقیقت، هرگز قلب پاك و دل صافى خود را به نیّت سوء آلوده نمى‏كردند، پس چه بهتر كه خانه دل را شعبه‏اى از كعبه قلب آنان قرار داده و از این كه دل دستخوش بازى بت خطرناك تصمیم سوء و همّت آلوده گردد حذر نماییم.
حضرت ربّ العزه از باب رحمت و كرامت و عشق و محبّت، هر نیّت پاكى را گرچه به مرحله عمل نرسد در پرونده انسان منظور مى‏نماید و همچون كارى انجام گرفته در كتاب اعمال ثبت مى‏نماید. روى این حساب چرا قلب را به منوّر شدن به نور نیّت پاك سوق ندهیم و این عرش رحمانى را از دست اندازى شیطان دور نگاه نداریم؟
چنانكه حضرت زین العابدین علیه السلام در دعایش از حضرت حق خواسته است یا ربّ العالمین و یا اكرم الاكرمین، به هنگامى كه ما انسان‏ها بین دو تصمیم قرار گرفتیم یكى نیّت سوء و دیگر تصمیم پاك، مارا در ارتباط با نیّت پاك قدرت عنایت كن تا از این طریق رضایت و خشنودى تو را جلب كنیم، اى مهربان پروردگارى كه به ذات قلوب و آنچه در دل‏ها از خوب و بد مى‏گذرد، آگاهى.

تصمیم نیك و بد در روایات‏

امیر المؤمنین علیه السلام در باب نیّت پاك مى‏فرماید:
لایَفُوزُ بِالْجَنَّةِ إلّامَنْ حَسُنَتْ سَریرَتُهُ، وَ خَلُصَتْ نِیَّتُهُ. «24»
به بهشت الهى نرسد مگر كسى كه نیكو باطن و پاكیزه نیّت باشد.
و نیز آن حضرت نیّت پرقیمت را محصول معرفت و دانش و بینش دانسته و براى نیّت مردم خالى از علم و جداى از توجّه به واقعیت‏ها ارزشى قائل نیست.
لا نِیَّةَ لِمَنْ لاعِلْمَ لَهُ. «25»
براى آنان كه از بینش و آگاهى دورند و اتصالى به حقایق و واقعیّت‏ها ندارند نیّتى نیست.
چه سعادتمند است كسى كه در همه امور رضاى حضرت حقّ را بجوید گرچه بسیارى از مردم از وى خشمگین باشند؛ و چه بدبخت و تیره روزگار است كسى كه رضاى مردم را بطلبد گرچه دچار سخط حضرت مولا شود.

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

إنَّ رَجُلًا مِنْ أهْلِ الْكُوفَةِ كَتَبَ إلَى الْحُسَیْنِ علیه السلام: یا سَیِّدى أخْبِرْنى بخَیْرِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ. فَكَتَبَ صَلوات اللّه علیه بسم الله الرحمن الرحیم أمّا بَعْدُ، فَإنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّهُ امُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَكَّلَهُ اللّهُ إلَى النّاسِ، وَالسَّلامُ. «26»
مردى از كوفه به محضر مبارك امام حسین علیه السلام نوشت: اى آقاى من، از خیر دنیا و آخرت مرا با خبر كن. امام در جوابش نوشت:
آن كه در برابر خشم مردم در جستجوى خشنودى خداست، حضرت حق وى را از امور مردم كفایت خواهد كرد. و هر كس در برابر غضب حق به دنبال خشنودى مردم است، خداوند او را از عنایاتش محروم و به دست همان مردم مى‏سپارد. والسلام.

امام صادق علیه السلام فرمود:

إذا هَمَّ الْعَبْدُ بِحَسَنَةٍ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، فَإذا عَمِلَها كُتِبَتْ لَهُ عَشْرُ حَسَناتٍ. وَ إذا هَمَّ بِسَیِّئَةٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلیْهِ، فَإذا عَمِلَها اجِّلَ تِسْعَ ساعاتٍ، فَإنْ نَدِمَ عَلَیْها وَ اسْتَغْفَرَ و تابَ لَمْ تُكْتَبْ عَلَیْهِ، وَ إنْ لَمْ یَنْدَمْ وَ لَمْ یَتُبْ مِنْها كُتِبَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ واحِدَةٌ. «27»
به هنگامى كه عبد تصمیم بر عملى پاك و كارى نیك بگیرد، اگر نیّتش را به مرحله عمل درآورد براى او در پرونده‏اش ده حسنه نوشته شود و اگر به مرحله عمل نیاورد، یك حسنه و چون تصمیم بدى برگزیند، در نامه عملش ثبت نشود و اگر نیّت آلوده‏اش را جامه عمل بپوشد به اندازه نه ساعت به او مهلت مى‏دهند، اگر پشیمان شد و به راه توبه رفت، ثبت نمى‏كنند، ورنه همان یك گناه را در نامه‏اش ضبط مى‏كنند.

حضرت باقر یا امام صادق علیهما السلام فرمودند:

إنَّ آدَمَ علیه السلام قالَ: یا رَبِّ، سَلَّطْتَ عَلَىَّ الشَّیْطانَ وَ أجْرَیْتَهُ مَجْرَى الدَّمِ مِنِّى، فَاجْعَلْ لى شَیْئاً أَصْرِفُ كَیْدَهُ عَنِّى. قالَ: یا آدَمُ قَدْ جَعَلْتُ لَكَ أنَّ مَنْ هَمَّ مِنْ ذُرِّیَّتِكَ بِسَیِّئَةٍ لَمْ یُكْتَبْ عَلَیْهِ، وَ مَنْ هَمَّ مِنْهُمْ بِحَسَنَةٍ وَ لَمْ یَعْمَلْها كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، فَإنْ عَمِلَها كُتِبَتْ لَهُ عَشْرَةٌ. قالَ: یا رَبِّ زِدْنى. قال: یا آدَمُ، قَدْ جَعَلْتُ‏ لَكَ أنَّ مَنْ عَمِلَ مِنْهُمْ بِسَیِّئَةٍ ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غَفَرْتُ لَهُ. قالَ: یا رَبِّ زِدْنى. قالَ: قَدْ جَعَلْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ- أوْ بَسَطْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ- حَتّى‏ تَبْلُغَ النَّفْسُ الْحَنْجَرَةَ.
قالَ: یا رَبِّ حَسْبى. «28»
آدم علیه السلام به حضرت حق عرضه داشت: الهى! شیطان را به من راه دادى تا جایى كه همچون خون بتواند در تمام شؤون حیات من جریان داشته باشد؛ چیزى براى من قرار ده كه بتوانم حیله او را از خود برطرف كنم. خطاب رسید این واقعیّت را برایت قرار دادم كه اگر كسى از فرزندانت تصمیم بر بدى گرفت در پرونده‏اش نوشته نشود و چون بر خوبى نیّت كرد و آن را به عمل نیاورد یك حسنه برایش ثبت شود و چون عمل كرد ده حسنه نوشته شود.
عرضه داشت: الهى! بر من بیفزا. خطاب رسید: اگر از ذرّیّه‏ات گناهى سر زد سپس توبه كرد او را مى‏بخشم. آدم درخواست عنایت بیشترى كرد، پاسخ آمد، براى تمام آنان توبه قرار دادم و وقت توبه را تا رسیدن جان به حنجره مقرر كردم. گفت: پروردگارا! مرا كفایت مى‏كند.
انسان وقتى دورنمایى از كرم و لطف حضرت حق را در آیات قرآن و روایات مى‏بیند ذوق و شوق و حال و عشق عجیبى در درونش پدیدار مى‏شود و سر از پا نشناخته، زبانش به غزل زیباى زیر مترنّم مى‏شود:
چو مهر روى تو دارم نظر به ماه ندارم‏ * به مهر و ماه زشوقت سرنگاه ندارم‏
به روى و موى تو از آن زمان كه دل شده مایل‏ * خبر ز روز سپید و شب سیاه ندارم‏
فداى عشق تو شد عقل و دانش و دینم‏ * بیا ببین كه دگر در بساط آه ندارم‏
گواه عشق من است آه و اشك و دامن پر خون‏ * تویى گواه و از این خوبتر گواه ندارم‏
بجز به سوى تو این بس مرا كه روى نكردم‏ * بجز به كوى تو شادم از این كه راه ندارم‏
مرنج اى گل اگر خار داردم ز تو غافل‏ * كه گاه سوى تو دارم نگاه و گاه ندارم‏
مران مرا از در اى مایه امید، خدا را * كه غیر درگه لطفت دگر پناه ندارم‏
همین بس است خطایت كه غافلى ز عطایش‏ * همین گناه بود گویى ار گناه ندارم‏
(رنجى)

پی نوشت ها:

(1)- قصص (28): 77.
(2)- یوسف (12): 21- 22.
(3)- كهف (18): 84- 85.
(4)- حج (22): 41.
(5)- صحیفه سجادیه: دعاى 20.
(6)- بحار الأنوار: 84/ 63، باب 2، حدیث 18، مفتاح الفلاح: 187.
(7)- بحار الأنوار: 83/ 350، باب 46، ذیل حدیث 1؛ مفتاح الفلاح: 213؛ المصباح، كفعمى: 141.
(8)- الكافى: 2/ 315، حدیث 1؛ وسائل الشیعة: 16/ 8، باب 61، حدیث 20821.
(9)- الكافى: 2/ 130، حدیث 11؛ بحار الأنوار: 70/ 19، باب 122، حدیث 9.
(10)- بحار الأنوار: 70/ 43، باب 122، حدیث 18؛ الكافى: 2/ 131، حدیث 15.
(11)- بحار الأنوار: 14/ 327، باب 21، حدیث 47؛ مجموعة ورّام: 1/ 129.
(12)- مجموعة ورّام: 1/ 129؛ الدرّ المنثور: 6/ 341.
(13)- مجموعة ورّام: 1/ 130؛ مشكاة الانوار: 268.
(14)- مجموعة ورّام؛ 1/ 130.
(15)- مجموعة ورّام: 1/ 131؛ تفسیر السمعانى: 4/ 171، ذیل تفسیر آیه 14 سوره عنكبوت.
(16)- مجموعة ورّام: 1/ 131؛ كنز العمال: 3/ 182، حدیث 6065.
(17)- مجموعة ورّام: 1/ 134؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید: 19/ 288.
(18)- بحار الأنوار: 70/ 55، باب 122، حدیث 27؛ الكافى: 2/ 129، حدیث 9.
(19)- بقره (2): 212.
(20)- آل عمران (3): 185.
(21)- نساء (4): 77.
(22)- انعام (6): 70.
(23)- الكافى: 5/ 542، حدیث 7؛ بحار الأنوار: 14/ 331، باب 21، حدیث 70.
(24)- غرر الحكم: 168، حدیث 3325.
(25)- غرر الحكم: 64، حدیث 807؛ المواعظ العددیة: 503، حدیث 3845.
(26)- بحار الأنوار: 75/ 126، باب 20، حدیث 8؛ الاختصاص: 225؛ مستدرك الوسائل: 12/ 209، باب 10، حدیث 13902.
(27)- بحار الأنوار: 68/ 246، باب 71، حدیث 2؛ الخصال: 2/ 418، حدیث 11.
(28)- بحار الأنوار: 68/ 248، باب 71، حدیث 11؛ الكافى: 2/ 440، حدیث 1، با كمى اختلاف.

پایگاه عرفان
منابع مقاله:
کتاب : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد ششم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان




طبقه بندی: قرآن شناسی،
برچسب ها: معرفت،
[ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ] [ 09:34 ق.ظ ] [ محمد جواد مهران منزه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

پیام قرآن سعی دارد پیامهای زیبای قرآن كریم را به گوش مخاطبین برساند و گامی كوچك در جهت آشنایی با آموزه های قرآن كریم بردارد. به امید موفقیت و پیروزی همه جویندگان راه صداقت و رستگاری
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :