تبلیغات
پیام قرآن

پیام قرآن
با قرآن تا بهشت 


عید فطر در قرآن کریم


 عید در لغت از ماده عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهائی كه مشكلات از قوم و جمعیتی برطرف می شود و بازگشت به پیروزیها و راحتی های نخستین می كند عید گفته می شود، و در اعیاد اسلامی به مناسبت اینكه در پرتو اطاعت یك ماه مبارك رمضان و یا انجام فریضه حج، صفا و پاكی فطری نخستین به روح و جان باز می گردد و آلودگیها كه برخلاف فطرت است، از میان می رود، عید گفته شده است. بسیاری از آیات قرآن بر اجتماعی بودن شئون اسلامی دلالت می كند و صفت اجتماعی بودن در تمامی احكام و نوامیس اسلامی حاكم است. شارع مقدس اسلام در مسئله جهاد اجتماعی بودن را به طور مستقیم تشریع كرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع، به آن مقداری كه دشمن دفع شود واجب است. روزه و حج بر هر كسی كه مستطیع و قادر به انجام آن دو باشد و عذری نداشته باشد واجب است، اجتماعیت، در این دو واجد به طور مستقیم نیست. بلكه لازمه آن دو است، چون وقتی روزه دار روزه گرفت قهراً در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد كرد و در آخر در روز عید فطر، این اجتماع به حد كامل می رسد، و نیز وقتی مكلف به زیارت خانه خدا گردید قهراً با سایر مسلمانان یك جا جمع می شود، و در روز عید قربان این اجتماع به حد كامل می رسد. و نیز نمازهای پنجگانه یومیه را بر هر مكلفی واجب كرده، و جماعت را در آن واجب نساخته، ولی این رخصت را در روز جمعه تدارك و تلافی كرده و اجتماع برای نماز جمعه را بر همه واجب ساخته است. عید فطر در قرآن بامراجعه به قرآن شریف آیاتی را می توان یافت كه به طور مستقیم و با كمی دقت بر عید فطر و آداب آن توجه دارند و نشان می دهند كه این مسئله از دید قرآن پنهان نمانده است. آن آیات عبارتند از: 1- آیه 185 سوره مباركه بقره: در این آیه خداوند متعال ضمن معرفی ماه مبارك رمضان و نزول قرآن در آن به برخی از احكام مربوط به این ماه شریف اشاره كرده ومی فرماید: هر یك از شما كه هلال ماه رمضان رامشاهده كرد باید روزه بگیرد وكسی كه در حال سفر و یا مریض بود و ماه رمضان را درك كرد در روزهای دیگر باید، روزه فوت شده را جبران كند. در ادامه می فرماید: خداوند این احكام را به خاطر راحتی شما و نه به خاطر به سختی افتادنتان تشریع نموده است و اینكه عدد راتكمیل كنید و خدا را به خاطر هدایت بزرگ بدارید. «یریدالله بكم الیسر ولایرید بكم العسر ولتكملواالعده ولتكبروالله علی ماهدئكم ولعلكم تشكرون». ولتكملوا... عطف به یرید و مبین علت غائی است. خداوند در تشریع احكام برای شما آسانی خواسته نه سختگیری، تا روزه ایام معدود را به هر صورتی كه بتوانید چه در ماه رمضان یا غیر آن به كمال رسانید ممكن است ولتكملوا، عطف به فعل مقدر یا فلیصمه، باشد: تا از این امر «فلیصمه» (و هر امری) آنچه آسانست و بتوانید، انجام دهید و آن را تكمیل نمایید، چون امر ولتكملوا بعد از امر به روزه ماه رمضان است كمال ظاهری آن معنای اتمام می باشد. و كمال معنوی آن انجام با شرایط وآداب آن است تا با گذشت ایام اراده ایمانی، حاكم برانگیزه ها و شهوات گردد و انسان را برتر آرد و اراده خدا ذهن را فراگیر و یاد عظمت او زنده و فعال گردد یادی كه بر طریق هدایت استوار شود: ولتكبروالله علی ماهداك و در پرتو آن، نعمتها مشخص و شكرگزاری شود. در روایات منظور از تكبیر درجمله: و لتكبرواالله علی ما هدیكم تعظیم، و منظور از هدایت، ولایت است. اینكه هدایت به معنای ولایت باشد از باب تطبیق كلی بر مصداق است و ممكن است از قبیل همان قسم بیاناتی باشد كه نامش را تاویل گذاشته اند، چنانكه در بعضی از روایات آمده و در معنای دو كلمه یسر و عسر فرموده اند: یسر ولایت و عسر مخالفت با خدا و دوستی با دشمنان خداست. پس معنای آیه این است كه تا خداوند را بزرگ بداری و اجلالش كنی بخاطر آن هدایت و راهنمایی كه برای شما دردینتان بیان كرد و بخاطر آنكه به شما توفیق داد تاماه رمضان را روزه بدارید این ماه اختصاصی شما امت مسلمان می باشد و امم دیگر از آن بی بهره اند. بیشتر دانشمندان گفته اند كه مقصود از ولتكبرالله، تكبیرهایی است كه در شب عید فطر وارد شده است كه این تكبیرها بعد از چهارنماز مغرب و عشاء و صبح روز عید ونماز عید فطر گفته می شود. در عید فطر این گونه می گویند «الله اكبر الله اكبر لااله الاالله و الله اكبر الله اكبر ولله الحمد الحمد علی ماهدانا ولهالشكرعلیمااولانا»(2) توضیح - برخی برای روز عید این تكبیرها را بعد از نماز ظهر و عصر روز عید نیز ذكر كرده اند. حضرت امام خمینی و آیت الله اراكی جزء این دسته از فقها می باشند مستند این حكم، روایتی است از قول امام صادق (علیه السلام) كه فرمود: در عید فطر هم تكبیر هست، عرضه داشتم تكبیر كه غیر از روز قربان نیست، فرمود: چرا در عید فطر هم هست، لیكن مستحب است كه در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و عصر و دو ركعت نمازعید گفته شود. (3) همچنین سعید نقاش از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده است كه فرمود: برای من در شب عید فطر تكبیر هست، اما واجب نیست بلكه مستحب است، می گوید، پرسیدم این تكبیر در چه وقت مستحب است؟ فرمود در شب عید در مغرب و عشا و درنماز صبح و نماز عید آنگاه قطع می شود، عرضه داشتم: چگونه تكبیر بگویم؟ فرمود: می گوئی الله اكبر، الله اكبر، لااله الاالله، و الله اكبر، الله اكبر و لله الحمد، الله اكبر علی ماهدانا و منظور از كلام خدا كه می فرماید: و لتكملوا العده همین است، چون معنایش این است كه نماز كامل كنید. و خدا را در برابر اینكه هدایتتان كرده تكبیر كنید (4)، و تكبیر همین است كه بگوئید: الله اكبر، لااله الاالله، و الله اكبر، و لله الحمد راوی می گوید در روایت دیگری آمده كه تكبیر آخر را چهار بار باید گفت. مرحوم علامه طباطبایی ضمن بیان دو روایت یاد شده در حل تعارض بین آندو می نویسد: اختلاف این دو روایت كه یكی تكبیر را در ظهر و عصر نیز مستحب می داند و دیگری نمی داند ممكن است حمل شود بر مراتب استحباب، یعنی دومی مستحب باشد، و اولی مستحب تر، و اینكه فرمود: منظور از (ولتكملوا العده) اكمال نماز است شاید منظور این باشد با خواندن نماز عید، عدد روزه را تكمیل كنید و باز خود تكبیرات را بگوئید.كه خدا شما را هدایت كرد، و این با معنائی كه ما از ظاهر جمله، و لتكبروالله علی ماهدیكم... فهمیدیم منافات ندارد، برای اینكه كلام امام استفاده حكم استحبابی از مورد وجوب است. (5) شافعی معتقد است كه باید الله اكبر را سه بارگفت و از زمانیكه ماه دیده می شود و تا زمانیكه امام به نماز می ایستد این تكبیرها تكرار شود. وقتی امام بیرون آمد همراه تكبیر او باید تكبیر گفت در حالی كه در عید قربان باید همین تكبیرها را پشت سرده نماز خواند كه اولین آنها نماز ظهر روز عید قربان تا ده نماز بعد از آن می باشد. كسانی كه در شهرها هستند پشت سرده نماز این تكبیرها را می گویند و كسانی كه در منی می باشند پشت سر 15 نماز كه اول آنها نماز ظهر عید قربان است این تكبیرها را تكرار می كنند. (6) 2- آیات 14 و 15 سوره مباركه اعلی: در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره می كند، نخست می فرماید: مسلماً رستگار می شود كسی كه خود را تزكیه كند (قد افلح من تزكی) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند (و ذكر اسم ربه فصلی) به این ترتیب عامل فلاح و رستگاری و پیروزی و نجات را سه چیز می شمرد: تزكیه و ذكر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز. در اینكه منظور از تزكیه چیست تفسیرهای گوناگونی ذكر كرده اند: نخست اینكه منظور پاكسازی روح ازشرك است، به قرینه آیات قبل، و نیز به قرینه اینكه مهمترین پاكسازی همان پاكسازی ازشرك است. دیگر اینكه منظور پاكسازی دل از رذائل اخلاقی و انجام اعمال صالح است، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره مؤمنون كه فلاح را در گرو اعمال صالح می شمرد، و به قرینه آیه 9 سوره شمس كه بعد از ذكر مسئله تقوی و فجور می فرماید: قدافلح من زكیها: رستگار شد كسی كه نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاك كرد و به زینت تقوی بیاراست. دیگر اینكه منظور زكات فطره در روز عید فطر است كه نخست باید زكات را پرداخت و بعد نمازعید را بجا آورد. قابل توجه اینكه: در آیات فوق نخست سخن از تزكیه و بعد ذكر پروردگار وسپس نماز است. به گفته بعضی از مفسران مراحل عملی مكلف سه مرحله است: نخست ازاله عقائد فاسده از قلب سپس حضور معرفه الله و صفات و اسماء او در دل و سوم اشتغال به خدمت. آیات فوق در سه جمله كوتاه اشاره به این سه مرحله كرده است. این نكته نیز قابل توجه است كه نماز را فرع بر ذكر پروردگار می شمرد، این به خاطر آن است كه تا به یاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتوافكن نشود به نماز نمی ایستد به علاوه نمازی ارزشمند است كه توأم با ذكر او و ناشی از یاد او باشد، و اینكه بعضی ذكر پروردگار را تنها به معنی الله اكبر یا بسم الله الرحمن الرحیم كه در آغاز نماز گفته می شود تفسیر كرده اند در حقیقت بیان مصداقهای از آن است. همان طور كه می دانیم وظیفه پیغمبر تزكیه است. دلهای مستعد و حق طلب و حقیقت خواه آیات را می شنوند، متاثر می شوند، می پذیرند و می گروند، و دل هاشان از نجاست شرك با آب توحید پاك و پاكیزه میشود. و ذكراسم ربه فصلی - اسامی پروردگار همگی اوصاف ذات مقدسش هستند. ذكر ممكن است بزبان باشد، مثل معنی رحمن و رحیم و آثار رحمت واسعه خداوند در همه كائنات و در وجود خودمان بیندیشیم. توجه بمعانی رحمت و علو و عظمت یا خالق و رازق بودن قادر متعال قهرا و قطعا خضوع و خشوع می آورد. برجسته ترین نمونه اظهار خشوع نماز است. ببینید چگونه در سه كلمه، جمیع مراحل را جمع فرموده است: 1- پاك شدن از شرك و اخلاق رذیله بتوحید و ایمان و باور داشتن اصول عقاید (تزكی) 2- در آثار قدرت و حكمت پروردگار و نعمتهای مادی و معنوی و جسمی و روحی اندیشیدن كه هر ساعتی از این تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است. علاوه بر این ذكر قلبی، بازبان نیز كلمه شهادت گفتن (وذكراسم ربه). 3- اظهار شكستگی و فروتنی و كوچكی در پیشگاه پروردگار نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلی) هركس این سه مرحله را پیمود بسر منزل فلاح ورستگاری میرسد و این است معنی (قد افلح من تزكی). عده ای براساس روایات رسیده معتقدند كه منظور از «تزكی» دادن زكات فطره و خواندن نماز عید است (7)، بعضی نیز تزكیه را در اینجا به معنی دادن صدقه مالی دانسته اند. مهم این است كه تزكیه معنی وسیعی دارد كه همه این مفاهیم را در بر می گیرد، هم پاكسازی روح از آلودگی شرك و هم پاكسازی از اخلاق رذیله، و هم پاكسازی عمل از محرمات، و هرگونه ریا، و هم پاكسازی مال و جان به وسیله دادن زكات در راه خدا، زیرا طبق آیه اخذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزكیهم بها: (از اموال آنها صدقه ای (زكات) بگیر تا آنها را به وسیله آن پاكسازی و تزكیه كنی) دادن زكات سبب پاكی روح و جان است. بنابراین، تمام تفسیرها ممكن است درمعنی گسترده آیه جمع باشد. چند روایت كه در ذیل این روایت آمده است رامرور می كنیم: عبدالله بن مسعود گفته است كه مقصود از آیه «ذكراسم ربه فصلی» آن است كه انسان زكات مال خود را بدهد و نماز را اقامه كند و براین اساس مرتبا می گفت:«رحم الله امرءا تصدق ثم صلی یعنی خدا بیامرزد كسی را كه صدقه بدهد و نماز بخواند. سپس آیه یاد شده را تلاوت كرد. عده ای دیگر گفته اند منظور از صدقه همان زكات فطره است كه در اول ماه شوال پرداخت می شود. و تكبیرهای روز عید و نماز عید فطر را نیز شامل می شود. و به عبدالله بن عمر نافع می گفت: آیا صدقه داده ای؟ اگر پاسخ می داد بله صدقه داده ام به وی می گفت پس بیا به مصلی برویم و نماز بخوانیم و اگر پاسخ می داد: صدقه نداده ام به او می گفت صدقه بده تا به مصلی برویم و نماز بخوانیم. سپس آیه یادشده را تلاوت می كرد. ابوخالد گفت: نزد ابوالعالیه رفتم، به من گفت روز عید قبل از آنكه برای نماز بروی به اینجا می آیی؟ پاسخ دادم: بله وقتی روز عید فرا رسید به نزد وی رفتم، از من پرسید آیا افطاركرده ای؟ پاسخ دادم: بله پرسید آیا غسل كرده ای؟ گفتم: بله گفت: آیا صدقه داده ای گفتم بله گفت تو را به این خاطر به اینجا فراخوانده ام كه در ابتدا این اعمال را انجام دهی و پس از آن به مصلی بروی، آنگاه این آیه را خواند و گفت مردم مدینه هیچ صدقه ای رابرتر از آن ندیدند كه كسی به كس دیگر آب دهد.(8) شخصی از امام صادق(ع) پرسید معنای آیه قد افلح من تزكی چیست؟ فرمود: این است كه هركس زكات فطره بدهد، رستگار می شود. پرسید معنای آیه و ذكر اسم ربه فصلی چیست؟ فرمود این است كه (برای نماز عید) به سوی جبانه برود و نماز بخواند و منظور از جبانه، صحرا است(9) رسول خدا(ص) همواره در روزهای عیدفطر قبل از رفتن به مصلی فطره را تقسیم می كرد و این آیه را می خواند: «قد افلح من تزكی و ذكر اسم به فصلی» (10)



طبقه بندی: معلومات قرآنی،
[ شنبه 6 مهر 1392 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ محمد جواد مهران منزه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

پیام قرآن سعی دارد پیامهای زیبای قرآن كریم را به گوش مخاطبین برساند و گامی كوچك در جهت آشنایی با آموزه های قرآن كریم بردارد. به امید موفقیت و پیروزی همه جویندگان راه صداقت و رستگاری
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :